به بهانه برگزاري نمايشگاه كالكوگرافي
از مينا نوري ميپرسم در كالكوگرافي بيشتر از چه روشي استفاده ميكنيد، روش مستقيم يا غير مستقيم؟
او در جواب ميگويد: «از روش غير مستقيم براي ساختن كليشهها استفاده ميكنم. شيوههاي آكواتينت، اِچينگ و شيوه نقاشيوار، نزديكترين شيوهها به نوع بيان تصويريام هستند. گاهي اوقات شيوه هارد گِراند (ورني جامد) يا ليفت گِراند (شيوه شكر) نيز به كارم ميآيند.»
سپس درباره ابعاد و تيراژ اين آثار جويا ميشوم. «ابعاد كليشه رابطه مستقيمي با ابعاد صفحه پرس و توانايي فيزيكي حكاك دارد. من روي پليتهايي از جنس مس و زينك با ضخامتي بين 5/1 تا 2 ميليمتر كار ميكنم. ابعاد صفحه پرس كالكوگرافي من 110×55 سانتيمتر است كه ميتواند حداكثر كليشهاي به اندازه 40×30 سانتيمتر وكاغذ 69×48 سانتيمتر را پذيرا باشد. تيراژ اكثر كارهايي كه در اين نمايشگاه ميبينيد 6 يا 7 عدد است.گاهي اوقات از يك كار حداكثر تا 11 تيراژ يكنواخت چاپ گرفته و پس از آن كليشه مخدوش شده است. مخدوش كردن كليشه يك امر الزامي و حكاك متعهد به انجام آن است. هر نمونه چاپي، يك اثر اوريژينال محسوب ميشود. پس با مشخص كردن تعداد تيراژ، امضا و تاريخ توسط حكاك (حكاك با مداد زير اثر خود را امضا ميكند كه اين مساله يكي از نشانههاي اوريژينال بودن هر تيراژ آثار چاپ دستي است.)،كليشهها علامتگذاري و به نوعي مسدود ميشود. كليشههاي مخدوش شده داراي ارزش ويژهاي هستند كه به طور معمول در موزهها از آنها نگهداري ميشود. البته كليشه حكاكاني كه اعتبار هنري دارند.»
از سر كنجكاوي ميپرسم براي طراحي، ساخت كليشه و چاپ همين تيراژ اندك و يكنواخت يكي از اين كارها، چند ساعت وقت گذاشتهايد و از چه نوع كاغذ يا كاغذهايي استفاده ميكنيد؟
«رفتار نقاشانه من در توليد يك تصوير، دقت زيادي ميخواهد. براي هريك از اين كارها (كارهايي در اين نمايشگاه هست كه از چند كليشه تشكيل شده)، بين پنجاه تا هفتاد ساعت كاركردم. البته به طور معمول چند كليشه را همزمان كار ميكنم براي صرفهجويي در وقت.
عدهاي از حكاكان در زمان بسيار كوتاهتري، آثار درخشاني توليد ميكنند. اما روي هم رفته به نسبت نقاشي، وقت بيشتري صرف توليد يك كالكوگرافي ميشود.
لا اقل براي من و نوع كاري كه انجام ميدهم، اين چنين است. تمام مراحل ساخت كليشه و محاسبات والرهاي يك رنگ، ذهني است. كوچكترين اشتباه در زمانبندي ( عمل حك در روش غير مستقيم توسط اسيدها يا نمكهاي معدني- براساس جنس فلز پليت - صورت ميگيرد)، تصوير نهايي را ازآنچه تصور كرده بودم، جدا ميكند. بد نيست به اين نكته اشاره شود كه پروسه ساخت كليشه با روش غير مستقيم يك فرايند صد درصد كنترل شده يا دو دو تا چهار تا نيست. اما رسيدن به آنچه تصور ميكني و در مواقعي بهتر از آني كه تصور كردهاي، جذابيتي دارد كه اگر گرفتارش شدي، دست از سرت برنميدارد. هر قدر بيشتر كاركني، فضاهاي ذهني بازتري روبرويت خودنمايي ميكند و اين كه آخرش كجاست، هنوز نمي دانم...
در نقاشي اينچنين نيست. زماني كه كار ميكنيد، همه چيز قابل ديدن و عيني است. به طور معمول كنترل كار نيز سادهتر است. و اما نوع كاغذهايي كه ازآنها استفاده ميكنم : كاغذ Rosaspina و Tiepolo ساخت كارخانه Fabriano ايتاليا و B.F.K Rives ساخت كارخانه Canson فرانسه.اين كاغذها مخصوص كالكوگرافي، صد درصد كتان و با وزن 220 گرم، 285 گرم، 295 گرم و نوع فرانسوي آن 240 گرم است.
درباره مشخصات كاغذهاي ويژه اين كار ميپرسم و ميشنوم:
«كاغذهاي مخصوص كالكوگرافي چند ويژگي دارند:
1- بافت نرم و انعطافپذير
2- جذب مركب بدون پخش شدن مركب
3- وقتي مرطوب ميشود، پس از خشك شدن تغيير شكل محسوسي نميدهد.
4- مداد پاك كن روي آنها تاثير منفي ميگذارد. (حكاكان بايد با مداد زير اثر خود را امضاء كنند. روي اين نوع كاغذها كسي نميتواند امضا آنها را پاك كرده و امضا ديگري جايگزين كند. اين عمل از چشم متخصصين چاپهاي دستي پنهان نميماند.)»
از او خواستيم اشاره مختصري هم به وضعيت كنوني چاپهاي دستي در ايران داشته باشد.
«درمقايسه با رشتههاي ديگر هنري، هنوز جايگاه واقعي خود را در بين انبوه علاقهمندان (امروزي) هنرهاي تجسمي پيدا نكرده، شايد به چند دليل:
- عدم شناخت كافي از اين هنر
- كمبود متخصصين واقعي جهت تدريس، بحث وگفت و گو
- تصور اشتباه از مفهوم چاپ دستي
- عدم استقبال خريداران آثار هنري ( درمقايسه با نقاشي و عكاسي)
- عدم آشنايي تعداد زيادي از گالريداران با اين شاخه از هنر
- مشكل بودن روند كار براي هنرمند يا هنرجو
- هزينه بالا به نسبت نقاشي و نه ديگر شاخههاي هنرهاي تجسمي.»
و سخن پاياني؟
«آرزو كنيم درآينده نزديك، شاهد شرايط بهتري براي اين هنر وحكاكان كشورمان باشيم.»
چاپ دستي
نكتههايي از زبان مينا نوري
كالكوگرافي ( حكاكي روي فلز ) بخشي از چاپهاي دستي است كه مينا نوري طي 35 سال گذشته بيشترين آثار خود را با اين زبان تصويري خلق كرده است. او نقاشي را در آكادمي رم و آكادمي آلبرتينا تورينو آموخته و دو زمينه از چاپهاي دستي يعني سيلوگرافي ( حكاكي روي چوب ) و كالكوگرافـي (حكاكي روي فلز ) را در انستيتو دولتي هنر اوربينو – ايتاليا به صورت تخصصي فرا گرفته است. چند كلمهاي از زبان او درباره چاپ دستي و كالكوگرافي شايد بهانهاي باشد براي دانشجويان گرافيك و چاپ كه به پژوهش و كسب تجربه در اين رشتهها روي آوردند:
چاپ دستي، شاخهاي از هنرهاي تجسمي است كه اكثر هنرمندان نقاش و طراح در سراسر دنيا دورههايي از كار خود را با اين زبان تصويري تجربه ميكنند. چاپهاي صنعتي وامدار چاپهاي دستي هستند كه با پيشرفت تكنولوژي، راه خود را جدا كردند، تا حدي كه ميتوان گفت امروزه هيچ ارتباطي با هم ندارند. چاپهاي دستي، هنرِ صِرف محسوب ميشوند. هنر به معناي صحيح كلمه و نه به معناي محاورهاي آن.
براي متخصصان چاپهاي صنعتي هم آشنايي با اين هنر ميتواند دلمشغولي لذتبخشي باشد.
چاپ دستي (Printmaking) يعني خلق يك تصوير توسط حكاك (Printmaker) طي فرايندي به طور كامل دستي، بدون استفاده از هر نوع پروسه خشك صنعتي، با تكثير محدود و با امضا و مشخص كردن شمارگان تيراژ توسط حكاك.
كالكوگرافي (حكاكي روي فلز ) قدمتي پانصد ساله دارد. در سال 1797 ميلادي بخش كالكوگرافي «موزه لوور» پاريس با جمعآوري 585 كليشه از حكاكان معتبر، تاسيس شد و از اواسط قرن نوزدهم ( 1866 ميلادي ) چاپهاي دستي به عنوان بخشي از هنرهاي تجسمي مورد نقد و بررسي منتقدين و تحليلگران هنر، قرار گرفته است. چاپهاي دستي طرفداران زيادي در كشورهاي پيشرفته دارد، چه از نظر هنرمندان و چه از نظر علاقمندان به هنرهاي تجسمي.
در كشورهاي صنعتي اين هنر جايگاه خاص خود را دارد و نمايشگاههاي بينالمللي در سطح بسيار حرفهاي و به طور منظم برپا ميشود. همچنين مجلات تخصصي Printmaking در تيراژ قابل توجهي چاپ ميشوند.
طبقه متوسط و فرهنگي اين كشورها، خريداران واقعي اين هنر هستند. مجموعه داران نيز سعي در انتخاب و تكميل مجموعهشان، به طور مرتب اين نوع توليد هنرمندانه را دنبال و خريد ميكنند.
در ايران اما توجهي به اين هنر نميشد كه دلايل بسيار زيادي دارد كه در خور يك بررسي و تحقيق ريشهاي است. اما در چند سال اخير با توجه به تلاشهاي مستمر تعداد اندكي از هنرمندان حكاك جهت آموزش جدي آن كه از سال 1363 در دانشگاه هنر شروع شد و نيز چاپ چند كتاب تخصصي، زمينه براي ايجاد نوعي آشنايي با اين هنر فراهم آمد و به تبع آن عدهاي از هنرمندان، مشتاق تجربه در اين زمينه شدند. چندين نمايشگاه چاپ دستي (بيشتر در زمينه كالكوگرافي و سيلوگرافي) برگزار شده كه تعدادشان به نسبت نمايشگاههاي نقاشي، عكاسي و... اندك است اما به هر حال قابل توجه و اعتنا.